این نوشتار تنها بقش بسیار کوچکی از فاجعه ی عظیم کشتار ندانیان سیاسی در سال 67 را به نمایش می گذارد و تنها قصدش این است که نسل جوان امروز از تاریخ مبارزاتی انسان ها شریفی که برای ساختن جامعه ای آزاد و برابر بهترین و با ارزش ترین دارایشان یعنی جانشان را فدا کردند آگاهی هر چند کم و نسبی پیدا کند. و در اینجا از تمامی کسانی که اطلاعات و نوشتار های بهتر و کامل تری در این زمینه دارند دعوت می کنم که با نوشته های خود در زمینه معرفی ابعاد وسیع این فاجعه ی ضد بشری به ما کمک رسانند منتظر نوشته های شما هستم:
در سال 57 انقلابی در این جامعه رخ داد که بیشتر مردم این جامعه ب ضد دیکتاتوری سلطنتی پهلوی و حمایت های سرمایه داری و امپریالیسم جهانی از ان به پا خواستند. در این انقلاب بیشتر گروه ها و گرایشات موجود در جانمعه نقش به زایی ایفا کردند که از عمده ترین این گرایشات می توان گرایشات چپ مارکسیستی که در قالب چندین حزب و سازمان بزرگ کوچک وجود داشت نام برد . همچنین سازمان مجاهدین خلق که بیشتر تمایلات اسلامی و باگرایشاتی از گفتمان سوسیالیستی داشت و دیگر گرو ها ها... حال از سال 57 کشمکش هایی بین این احزابو گرو ها از یک طرف و طیفی از نیرو های مذهبی ازروحانیت گرفته تا برخی از حاشیه نشینان سیاسی که با وقوع انقلاب توانایی نفس کشیدن داشتند.. خلاصه این کشمکش ها در برخی از مناطق مثل کردستان و گنبد کاووس و خوزستان به درگیری مسلحانه کشیده شد. انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها با یک حرکت ضد انقلابیو ضد فرهنگی اساتید و دانشجویان آزادی خواه و پیشرو را از دانشگاه اخراج کردند و خلاصه چرخه ی سرکوب شروع شد تا اینکه در خرداد60 به اوج رسید و تمامی گرو ه ها و سازمان های چپ و آزادیخواه به زیر سرکوب رفتند. از همان سال 60 اعدام ها اغاز شد و ادامه پیدا کرد تا اینکه در تابستان 67 به طور گسترده و وسیع به قتل عام تمامی زندانیان سیاسی دست زدند.
اما چرا سال 67؟ جواب این است که شرایط در ان زمان می طلبید که حاکمیت جمهوری اسلامی به نحوی مسئله ی زندانیان سیاسی را حل کندو برای این کار هم نیاز به بهانه داشت. در سال 67 وقایع مهمی رخ داد در این سال جمهوری اسلامی بعد از حدود 8 سال بالاخره بر اثر فشار های داخلی و خارجی مجبور شد جنگی را که بیش از اندازه و بنا به منافع خاص خودشان کش داده بودند تمام کنند و صلح را بپذیرند که این صلح برای رژیم خون اشام و جنگ طلبی ثل ایران حکم جام زهر داشت. چون دیگر نمی توانست به بهانهی جنگ و شرایط جنگی به سرکوب مخالفان سیاسی خود دست بزند. ناگهان اینان در برابر معضل بزرگی به نام هزاران زندانی سیاسی در زندان های این کشور مواجه شد و برای حل ان نیاز به بهانه داشت.
این بهانه را حرکت و عملیات سازمان مجاهدین به دست ؤژیم داد. این سازمان در تابستان 67 دست به عملیات نظامی زد وئ در عرض چندذ روز به پیروزی های هم دست یافت ولی با شکست سختی از لحاظ نظامی مواجه شد. بعد از انم بنا به شرایطی که پیش آمده بود بهانهی خوبی به دست ؤزیم ایران افتاد تا از معضل زندانیان سیاسی خلاص شود.
با فتوای خمینی زندانیان سیاسی یا باید توبه می کردند و تن به همکاری با رژیم در لو دادن دیگر دوستان و تغییر عقایدشان می دادند ویا اعدام می شدند. زندانیان مجاهد به خاطر وابستگی به سازمانشان محارب تشخیص داده می شدند و اعدام می شدند.و زندانیان چپ هم با سوالاتی از قبیل این که مسلمان می شوی یا نه ؟ نماز می خوانی یا نه؟ مواجه بودندو اگر پاسخشان منفی بود به جرم ارتداد و کفر اعدام یم شدند به این سادگی...
هدف اصلی رژِم خلاص شدن از زندانیان سیاسی بود که مجبور بود آزادشان کند و آزادی اینان مترادف بود با به وجود امدن موج جدیدی از مخالفت و مبارزه بر ضد رژیم در نتیجه اینان زندانیان را گرو ه گروه اعدام کردند که بنا به گفته ی منابع اگاه و مستقل حدود 18 هزار زندانی در زندان های سرتا سر کشور اعدام شده اند . حتی بنا به گفتهی بخشی از افراد رژیم که مخالف اعدام های گسترده بودند مثل آقای منتظری که در نامه ای به خمینی اعتراض کرده بود هزاران دختر جوان در زندان ها بدون محاکمه و بعد از انکه به انان تجاوز می شد تا باکره جان نس÷ارند اعدام دسته جمعی شدند. در گور های دسته جمعی که مشهورترینان خاوران است مدفون شده اند.
در این سال ها این کشتار ها در سکوت تلخی باقی مانده که از یک طرف به خفقان موجود در جامعه بر می گردد و از طرف دیگر به کم کاری نیرو های آزادی خواه این جامعه و در گیر شدن در بازی های سیاسیو دعوا های حزبی... اما خوشبختانه در این چند سال اخیر با رشد اطلاع رسانی و همچنین با انتشار برخی از ناتمه های کسانی که خود جزیی از رژیم بوده اند ((فارغ از این که خود در این جنایات نقش داشته اند و یا نه)) ابعادی از این جنایت روشن شده است . ما در پی این امر هستیم که نسل جوان بیشتر با این قضایا اشنا بشود.
در این راه از دوستان عزیز تقاضا داریم که ما را یاری کنند.
|
+| نوشته شده توسط
آرش در شنبه هشتم مرداد 1384
|